
در یک روز خزان پاییزی پرستویی را در حال مهاجرت دیدم به او گفتم:
چون به دیار یارم میروی به او بگو دوستش دارم ومنتظرش می مانم.
بهار سال بعد پرستو نفس نفس زنان آمد.
و گفت:
دوستـــــش بدار ولی منتظــــــــرش نمـــــــــان.
برچسبها: پسری از ماکو

برای کشتن یک پرنده یک قیچی کافی ست. لازم نیست آن را
در قلبش فرو کنی یا گلویش را با آن بشکافی. پرهایش
را بزن...
خاطره پریدن، با او کاری می کند که خودش را به اعماق
دره ها پرت می کند...
برچسبها: پسری از ماکو

حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ...
دلباختۀ سفر بود ؛ همسفر نداشت ...
زخم داشت و ننالید...
گریه کرد ؛ اما اشک نریخت ...
حکایت کسی که پر از فریاد بود ، اما سکوت کرد ؛ تا همۀ صداها را بشنود ... !!
برچسبها: پسری از ماکو

به درختان جنگل گفتم :
شما با این همه عظمت چرا از تکه آهنی به نام تبر می رنجید؟
گفتند :
رنجش ما از تبر نیست ؛
از دسته ی آن است که از جنس خود ماست.
برچسبها: پسری از ماکو 2

احساس تو چون طراوت باران است
بر زخم شکوفه های گل درمان است
هر وقت که در هوای تو می چرخم
انگار نفس کشیدنم آسان است . . .
برچسبها: پسری از ماکو 04
.jpg)
دلم می خواهد ترانه ی خداحافظی را بنویسم ،
واژه ها فرار می کنند .
دلم طاقت نمی آورد .
اشک ها امان نمی دهند...
نمی دانم ، شاید من هم روزی بی خداحافظی بروم !
برچسبها: پسری از ماکو 5

دلم در حلقه غمها نشسته
زبانم بسته و سازم شکسته
وجودم پر ز شعر عاشقانست
تو را می خواهم و این ها بهانست ...
برچسبها: پسری از ماکو 15

الهی…
نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم
نه تو آنی که گدارا ننوازی به نگاهی
در اگر باز نگردد، نروم باز به جایی
پشت دیوار نشستم چو گدا بر سر راهی
کس به غیر از تو نخواهم چه بخواهی چه نخواهی
باز کن در که به غیر از این خانه مرا نیست.
برچسبها: پسری از ماکو 4
میگن به یاد کسی بخوابی خوابشو میبینی ، میمیرم برات تا همیشه ببینمت.

یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم .
چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم!
همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود
""همه ی آن ورق حسرت دیدار تو بود""
برچسبها: پسری از ماکو 20
.: Weblog Themes By Pichak :.




